آموزش، همدلی، اعتماد : سه واژه‌ای که معنای آن را در این یک ماه آموختم

آموزش، همدلی، اعتماد : سه واژه‌ای که معنای آن را در این یک ماه آموختم

اکثر شرکت‌ها می‌خواهند یک نیروی متخصص همه‌چیزدان و همه‌فن‌حریف استخدام کنند؛ ولی مسئله این است در دانشگاه و سایر محیط‌های آموزشی به شما مسائلی را که برای کار کردن و حرفه‌ای شدن به آن نیاز دارید نمی‌آموزند و آموزش واقعی در طول کار اتفاق می‌افتد. همه هم می‌دانند که باید نیروی متخصص در محیط کار تربیت شود ولی هیچ‌کس حاضر نیست بار هزینه و مسئولیت این آموزش را به دوش بکشد؛ اما من خوش‌اقبال بودم یزدان و سایر اعضای شرکت بر این باورند کارمند خوب، از روز اول کارمند خوب نیست. باید او را آموزش داد. باید از خامی و کم‌دانشی یک تازه‌کار، یک متخصص ساخت.

هفته اول کارم به آموزش بلاکچین و رمزارزها گذشت.

روز اول یزدان یکی دو ساعت درباره تکنولوژی بلاکچین برایم توضیح داد. من هم سعی کردم متوجه شوم. ولی راستش را بخواهید خیلی متوجه نشدم. من از آن آدم‌هایی هستم که باید خودم یک‌چیزی را بخوانم تا بفهمم و شخص دیگر تنها برای رفع اشکال باشد؛ بنابراین پیشنهاد دادم که ابتدا محتوای نوشتاری که قبلاً تهیه کرده بودند در اختیارم بگذارند تا خودم مطالعه کنم و بعد سؤالاتم را از یزدان بپرسم.

از مقالاتی که در شرکت خودمان نوشته شده بود شروع کردم و بعد سراغ متون جدی‌تری رفتم که اطلاعات دقیق‌تری می‌دادند، ازجمله همان مقاله معروف آقا/خانم ناکاموتو. (ساتوشی ناکاموتو مبدع بلاکچین و ایجادکننده بیت‌کوین است. گرچه برخی مدعی شده‌اند ناکاموتو هستند، اما همچنان هویت این فرد یا گروه مجهول است)

ازآنجاکه کار من فنی نیست، طبیعتاً بخش‌های مربوط به موضوعات فنی برای من اهمیت نداشت و اصلاً از آن سر درنمی‌آورم؛ اما چیستی و چرایی بلاکچین و رمزارزها برایم مهم بود. به دو دلیل: اول اینکه وقتی می‌خواهید سیاست، محصول یا خدماتی را برای این تکنولوژی پیشنهاد دهید، باید ماهیت و قابلیت‌های آن را بدانید. اگرنه که اظهارنظرهای شما مانند بسیار افاضات کارشناس‌نماها آبکی از کار درمی‌آید.

دلیل دوم، نوظهور بودن این تکنولوژی است. شاید اگر قرار باشد درزمینهٔ خرید آنلاین محصول و خدماتی را طراحی کنید، آن‌قدر تجربۀ کاربری در این فضا را دارید که به‌صورت ضمنی و بدون مطالعه جدی تخصصی بتوانید آن را درک کنید؛ اما ما تابه‌حال تجربۀ زیادی از بلاکچین نداشته‌ایم و حتی در رابطه با رمزارزها نیز که تنها بخش کوچکی از کاربرد بلاکچین است، آن‌چنان درگیر نبوده‌ایم. پس برای فهم آن نیاز است مطالعه زیادی داشته باشیم.

طی چند جلسه هم سعید خوشبخت برایم توضیحات مفصلی داد. توضیحات سعید نه‌تنها بار معلوماتی بسیار زیادی داشت، بلکه نقاط کوری که در ذهنم بود، برایم شفاف شد و پس‌ازآن در مطالعات خودم نیز بهتر و بیشتر می‌فهمیدم.

هفته اول به همین سبک و سیاق آموزشی گذشت.

نکته‌ای که در اریاتک برایم جالب است رفاقت و اعتماد افراد به یکدیگر است. به همین خاطر وقتی یزدان من را انتخاب کرده بود، هیچ شخص دیگری ازجمله مدیرعامل دخالتی در کار او نمی‌کرد. به همین دلیل گرچه در طول هفته اول مدیرعامل شرکت را در حد سلام و احوال‌پرسی دیده بودم اما ملاقاتی با او نداشتم. فکر می‌کنم چهارشنبه بود که یک گفتگوی نیم‌ساعته با هادی غریب داشتم. سعی کردم به‌صورت کوتاه خودم را برای او معرفی کنم و چند سؤال هم درباره فرهنگ و ارزش‌های شرکت از او پرسیدم. نکته جالب‌توجهی که درباره هادی وجود دارد، بازخورد گرفتن از اعضای شرکت برای بهبود است و حتی از من که کمتر از یک هفته در آنجا بودم درباره وضعیت کار و فضای شرکت پرسید. من هم به او گفتم که شوخ‌طبعی، صمیمیت و سخت‌کوشی اعضا برایم تحسین‌برانگیز است. البته با توجه به اینکه همۀ افراد در اینجا جوان هستند (بزرگ‌ترین فرد تنها ۳۲ سال دارد) و اکثراً در دوران دانشگاه باهم دوست بودند (بیشتر اعضای شرکت فارغ‌التحصیل دانشگاه امیرکبیرند) این همدلی چندان دور از انتظار نیست.

همان روز چهارشنبه بود که یزدان به من گفت دوشنبه و سه‌شنبه هفته بعد (دوم و سوم بهمن) کنفرانس بانکداری الکترونیک است و شرکت ما در نمایشگاه جانبی کنفرانس، غرفه دارد. ضمن اینکه مقاله یزدان که درباره کیف پول‌های رمزارزی برای ارائه پذیرفته شده بود. یزدان به من پیشنهاد داد که اگر بخواهم می‌توانم آن دو روز را در غرفه باشم. در سال‌های گذشته تجربه حضور در چنین کنفرانس و نمایشگاهی را نداشتم و برایم جالب بود غرفه داری را هم تجربه کنم.

دوشنبه صبح راهی مرکز همایش‌های برج میلاد شدم.

ادامه دارد…

9+