سیاست‌گذارانِ سیاست‌نامَدار

سیاست‌گذارانِ سیاست‌نامَدار

چهار سال پیش بود که تصمیم گرفتم سیاستمدار بشوم. نه به خاطر بازی قدرت و یا جذابیت‌های ویژۀ آن حوزه. تنها دلیل علاقه‌ام برای ورود به دنیای سیاست، تأثیرگذاری بود.

به این نتیجه رسیدم که مشکل فضای سیاسی کشور ما در قحط‌الرجال بودن است. معمولاً افرادی که ذهنشان توانایی پردازش دارد و یا دوست دارند که از این توانایی استفاده کنند وارد دنیای سیاست نمی‌شوند. فکر می‌کردم باید این پارادایم تغییر کند.

حالا اینکه چرا خودم را در دسته آدم‌هایی می‌دیدم که ذهنشان پردازش‌های قابل‌توجهی انجام می‌دهد، می‌توانید به پای خامی و جوانی بگذارید. J

درهرصورت یک سالی را با این فکر جلو رفتم.

تا اینکه فهمیدم من دو موضوع مختلف را به‌اشتباه هم‌معنا در نظر می‌گرفتم: سیاستمداری و سیاست‌گذاری.

واژه سیاست در فارسی معادل دو لغت policy و politics است.

policy به معنای برنامه عملی است در پاسخ به وضعیت پیش‌آمده با پیش‌بینی‌شده. می‌تواند در سطح کلان و ملی باشد یا در یک سازمان و حتی زندگی شخصی.

مثلاً یک سازمان سیاست‌های خودش را در مواجه با تغییرات احتمالی نرخ ارز تنظیم می‌کند.

politics به‌صورت ساده همان policy است در حوزه حکومت‌داری.

معمولاً در ذهن فارسی اندیش ما، سیاست تداعی‌کنندۀ politics است و نه policy و کمی هم سوگیری منفی نسبت به آن وجود دارد. مثل این شعر سهراب سپهری که در این روزهای دودآلود تهران زیاد شنیده‌ایم:

جای مردان سیاست بنشانید درخت

تا هوا تازه شود

سیاستمدار معادل politician و سیاست‌گذار معادل policy-maker است.

ممکن است یک سیاستمدار، سیاست‌گذار باشد یا نباشد. و یک سیاست‌گذار هم ممکن است سیاستمدار باشد یا نباشد.

نهادهای سیاست‌گذار هم ممکن است سیاسی (political) یا غیرسیاسی باشند. (که البته این یک طیف است.)

 

داشتم می‌گفتم که فهمیدم سیاستمداری با سیاست‌گذاری فرق دارد. بعدازآن به این نتیجه رسیدم پاسخ دغدغه من سیاست‌گذاری است. و البته دنیا دارد به سمتی می‌رود که قدرت تأثیرگذاری اصلی به سمت سیاست‌گذارانِ سیاست‌نامَدار متمایل می‌شود.

می‌دانم که بسیاری از خوانندگان این وبلاگ، ازجمله افرادی هستند که می‌توانند کارهایی انجام دهند که بزرگ‌تر از خودشان است. می‌توانند تصمیم‌ساز باشند.

بیایید به همۀ تأثیر عمیقی که می‌توانیم بر سرنوشت خودمان و دنیا داشته باشیم فکر کنیم.

دنیا به تدریج به سمتی می‌رود که دیگری مَدار واحدی ندارد. یکسری منظومه‌های پراکنده که به صورت پیچیده‌ای در هم تنیده شده‌اند (یا به قول ست گادین قبیله‌ها)

در این دنیای بی‌سر، همۀ ما به نوعی سیاست‌گذار و تصمیم‌ساز هستیم. پس چه بهتر که این نقش را آگاهانه بپذیریم و عملی کنیم.

13+

کارشناسان همیشه شاکی

موضوعی که من را آزار می‌دهد، گله‌مندی دائمی برخی افراد است. حالا از مسائل شخصی بگیرید تا مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی.

نمی‌گویم نباید نقد وجود داشته باشد. چرا باید باشد. ولی زمانی که در کسوت یک کارشناس، مسئله‌ای را نقد می‌کنیم انتظار می‌رود راهکار مناسبی هم برای حل آن موضوع مورد نقد، ارائه دهیم.

بعید می‌دانم تا به حال با این دسته کارشناسان برخورد نکرده باشید که اوج سواد و مهارت کارشناسانه‌شان در مقایسه اوضاع ایران با کشورهای دیگر است.

کارشناس عزیز، اگر اوضاع بد است، تو هم با ذکاوت بی‌بدیلت متوجه مسئله شده‌ای ، بگو چه طور حلش کنیم؟

اصلا راه حل هم نخواستیم. حداقل مسئله را بیشتر بشکاف. اجازه بده احساس کنیم یک مقاله کارشناسی شده، تفاوتی با بحث‌های داخل تاکسی دارد.

اصلا خود همین مطلبی که دارم می‌نویسم یک غُرغُر دیگری است که به جمع غرغرهای دیگران اضافه می‌شود.

پس این روند گله‌مندی را همینجا متوقف می‌کنم و ادامه مقاله را با سناریو دیگری پیش می‌برم.

 

خوب اگر غر نزنیم پس چه کنیم؟

اصلا کسی را می‌شناسیم که غر نزند؟

 

هر دو سوال را با یک نمونۀ عالی پاسخ می‌دهم : دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان، استاد دانشگاه و مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور

آشنایی من با دکتر نیلی برمی‌گردد به زمستان سال ۹۱، همان سالی که ایران در بدترین شرایط اقتصادی خودش بود، رکود تورمی و نرخ جهش‌یافتۀ ارز.

آن زمان با دکتر نیلی، درس مبانی اقتصاد داشتم.

دکتر نیلی در تمام آن ترم، حتی یک بار هم حرفی نزد که من احساس کنم گرایش سیاسی خاصی دارد. اگر هم در کلاس نمونه‌ای می‌آورد، بدون هرگونه غرض‌ورزی مسئله را باز کرده و نقدش را به آن موقعیت می‌گفت.

سال آخر ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد بود و می‌توانید تصور کنید که چه التهاب سیاسی وجود داشت. هنر دکتر در آن بود، که موج سیاسی او را با خود نمی‌برد. موج سیاسی کسی را با خود نبرد که از خبرگان اقتصاد سیاسی ایران است. اصلاح‌طلب است و  مقالات متعدد نقد اصلاحی (و نه نقد گله‌وار) نوشته بود.

دکتر نیلی نه در مقالاتش و نه در سخنانش در کلاس‌ها و نه در مصاحبه های تلویزیونی که بعدا از او دیدم، حتی یک بار هم نقد غرض‌ورزانه‌ای انجام نداد.

دکتر نیلی نشان داد اینکه تنها گله کنی که شرایط چنین است و ما کارشناسان خبره را به کار نمی‌گیرند و زمین و آسمان را به هم بدوزی که ای داد از روزگار و مسئولان بی‌مسئولیت، مسئله‌ای حل نمی‌شود.

منش دکتر نیلی برای من درسی شد که اگر روزی در این مملکت کسوت کارشناسانه‌ای داشتم، صبور و متین باشم، مسئله را با تمام قوای علمی‌ام تحلیل کنم و راهکار ارائه دهم. اگر در جایگاه تصمیم‌سازی قرار ندارم، از رسانه مناسب برای رساندن نظرم به اهلش استفاده کنم و برای بزگنمایی خودم، تشنج اجتماعی ایجاد نکنم.

دکتر نیلی باور داشت که بزرگترین سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری بر انسانهاست. آن هنگام که به صورت مستقیم و غیرمستقیم نسل بعدی اقتصاددان‌هایی را پرورش می‌دهی که هم اقتصاد بدانند و هم دلسوز وطن باشند.

کارشناسان و متخصصان زیادی در این کشور مانند دکتر نیلی هستند. کسانی که دانشمند، اندیشمند، متعهد و دلسوز هستند. کسانی که غرض‌ورزی شخصی ندارند.

مدیون تمام آنهایی هستم که دلسوزانه سنگی از کوه مشکلات مملکت کم می‌کنند.

دکتر مسعود نیلی

 

پینوشت: فیلم دوره مبانی اقتصاد دکتر نیلی را می‌توانید در سایت مکتب‌خونه ببینید.

17+

بازاریابی محتوا برای یک مشاور کسب‌وکار

امروز افتخار آشنایی با یک دوست متممی جدید را داشتم. امیرمحمد شیخ‌نژاد، معروف به Mr.Top که در حوزه بازاریابی محتوا متخصص است.

یکی از مطالب وبلاگ Mr.Top که برای من الهام‌بخش بود،درباره تفاوت خدمات محتوا و تولید محتوا است (+). برداشت من از توضیحات امیرمحمد آن است که خدمات مبتنی بر محتوا، مسئله‌ای فراتر از تولید محتواست. در خدمات محتوا باید بتوانیم محتوایی متمایز و ارزش‌آفرین تولید کنیم.

یکی از روشهایی که امیرمحمد شیخ‌نژاد برای ارائه خدمات محتوا به آن اشاره میکند، توجه به بخش‌های دست نخورده محتواست که دیگران از آن غافل‌اند.

درحالی که این توصیه امیرمحمد را در ذهن داشتم، با یکی از دوستانم درباره بازاریابی محتوا برای یک مشاور کسب‌وکار گفتگو میکردم. از آنجا که دوست من ساکن شهر اهواز است و در آنجا به عنوان یک مشاور کسب‌وکار فعالیت میکند، در نظر داشت با رویکردی ارزش‌آفرین و محتوا محور، خدماتش را به جامعه مخاطب خود، که صاحبان کسب‌وکارها در اهواز هستند معرفی کند.

با توجه به توضیحات دوستم، به این نتیجه رسیدم که تولید محتوای عمومی با موضوع مدیریت، اقیانوسی قرمز (+) است که نمیتوان در آن حضوری کارآمد داشت. پس یک مشاور کسب‌وکار چه محتوای دیگری میتواند تولید کند؟ آنچه که در بررسی اولیه به ذهن من رسید، تولید محتوا با موضوع بررسی و تحلیل شرایط کسب‌وکار در آن منطقه جغرافیایی است. به عنوان مثال می‌توان به قوانین تجاری مناطق آزاد، فرصت‌های سرمایه‌گذاری در یک منطقه خاص، معرفی سازمانها و نهادهای خدمت‌رسان محلی و گفتگو با اعضای اتاقهای تجاری اشاره کرد.

قطعا با بررسی بیشتر و دقیق‌تر میتوان بخش‌های دست‌نخورده دیگری را نیز یافت. دستاورد مطالعه وبلاگ MR.Top و گفتگو با دوست اهوازی‌ام آن بود که از این پس بیشتر از گذشته به بخش‌های آبی اقیانوس محتوا توجه کنم.

5+

ست گودین و لزوم وبلاگ‌نویسی

این وبلاگ اوایل شهریور ۹۶، بعد از ۶ ماه تعلل شروع شد. حالا چرا شش ماه تعلل؟ حتما میگویید چون نوشتن سخت است. نه. دشواری کار در نوشتن نیست. اگر میتوانید سخن بگویید پس حتما میتوانید بنویسید. آنچه که دشوار است تعهد است. تعهد به نوشتن.
من هنوز متخصص وبلاگ‌نویسی نشده‌ام و هرآنچه که درباره نوشتن و انتشار روزانه نوشته‌ها میدانم از کسانی است که مدتها این کار را انجام میدهند. یکی از این افراد ست گودین است. ست گودین به عنوان یکی از ۵۰ متفکر برتر جهان، (+) انتشار نوشته‌هایش را از سال ۱۹۹۰، قبل از آغاز عصر وبلاگ‌ها، با ارسال ایمیل شروع کرد. گمان میکنم ۲۷ سال متوالی تعهد به انتشار روزانه مطالب، به اندازه کافی یک شخص را حرفه‌ای میکند که بخواهیم او را به عنوان یک الگو قرار دهیم. به گفته ست گودین، انتشار یک پست در هر روز یکی از ۵ تصمیم کلیدی او در مسیر شغلی‌اش بوده است. در ادامه میخواهم نقل قولی از ست گودین را درباره وبلاگ نویسی روزانه بیاورم که برای خود من بسیار الهام بخش بوده است. آنچه در ادامه میخوانید ترجمه‌ای است از گفت‌وگوی او با ماری فورلئو، که یکی از مجریان نامدار تلویزیون اینترنتی در حوزه کسب‌وکار است.

حتی اگر هیچکس پست‌های من را نخواند، همچنان هر روز وبلاگ‌نویسی خواهم کرد. فکر میکنم همه باید همین کار را بکنند. و دلیل آن این است:
اگر بدانید که فردا باید چیزی بنویسید که ممکن است درباره موضوعی که متوجه آن شده‌اید باشد، و یا مطلبی که ممکن است به شخص دیگری کمک کند، و یا دیدگاه شما درباه مسئله‌ای که قرار است در طول زمان، درستی آن ثابت شود، شما آن دیدگاه را مطرح می‌کنید، به نکات مهمی که مد نظرتان است اشاره خواهید کرد، شما آن ایده را خلق میکنید.
و اگر روز به روز، هفته به هفته این روند را ادامه دهید و اثری از خود را در معرض قضاوت دیگران قرار دهید، کاری جز بهتر شدن در هرآنچیزی که به دنبالش هستید، از دستتان ساخته نیست. اثر جانبی این بهبود مستمر آن خواهد بود که مردم نوشته‌های شما را خواهند خواند و بیش از گذشته به شما اعتماد خواهند کرد.

هدف من از وبلاگ‌نویسی روزانه آن نیست که خواننده‌های بیشتری داشته باشم. هدفم آن نیست فروش کتابهایم بیشتر شود. هدفم آن است  اعتماد دیگران را، در جهتی که میخواهم تغییری در جهان به وجود آورم، جلب کنم.

12+