بازاریابی محتوا برای یک مشاور کسب‌وکار

امروز افتخار آشنایی با یک دوست متممی جدید را داشتم. امیرمحمد شیخ‌نژاد، معروف به Mr.Top که در حوزه بازاریابی محتوا متخصص است.

یکی از مطالب وبلاگ Mr.Top که برای من الهام‌بخش بود،درباره تفاوت خدمات محتوا و تولید محتوا است (+). برداشت من از توضیحات امیرمحمد آن است که خدمات مبتنی بر محتوا، مسئله‌ای فراتر از تولید محتواست. در خدمات محتوا باید بتوانیم محتوایی متمایز و ارزش‌آفرین تولید کنیم.

یکی از روشهایی که امیرمحمد شیخ‌نژاد برای ارائه خدمات محتوا به آن اشاره میکند، توجه به بخش‌های دست نخورده محتواست که دیگران از آن غافل‌اند.

درحالی که این توصیه امیرمحمد را در ذهن داشتم، با یکی از دوستانم درباره بازاریابی محتوا برای یک مشاور کسب‌وکار گفتگو میکردم. از آنجا که دوست من ساکن شهر اهواز است و در آنجا به عنوان یک مشاور کسب‌وکار فعالیت میکند، در نظر داشت با رویکردی ارزش‌آفرین و محتوا محور، خدماتش را به جامعه مخاطب خود، که صاحبان کسب‌وکارها در اهواز هستند معرفی کند.

با توجه به توضیحات دوستم، به این نتیجه رسیدم که تولید محتوای عمومی با موضوع مدیریت، اقیانوسی قرمز (+) است که نمیتوان در آن حضوری کارآمد داشت. پس یک مشاور کسب‌وکار چه محتوای دیگری میتواند تولید کند؟ آنچه که در بررسی اولیه به ذهن من رسید، تولید محتوا با موضوع بررسی و تحلیل شرایط کسب‌وکار در آن منطقه جغرافیایی است. به عنوان مثال می‌توان به قوانین تجاری مناطق آزاد، فرصت‌های سرمایه‌گذاری در یک منطقه خاص، معرفی سازمانها و نهادهای خدمت‌رسان محلی و گفتگو با اعضای اتاقهای تجاری اشاره کرد.

قطعا با بررسی بیشتر و دقیق‌تر میتوان بخش‌های دست‌نخورده دیگری را نیز یافت. دستاورد مطالعه وبلاگ MR.Top و گفتگو با دوست اهوازی‌ام آن بود که از این پس بیشتر از گذشته به بخش‌های آبی اقیانوس محتوا توجه کنم.

5+

ایده‌های سرگردان

ایده‌های سرگردان

نمیدانم حرفه و تخصص شما چیست، اما اطمینان دارم تا به امروز حتما ایده‌ای برای حل مسئله‌ای به ذهنتان آمده که در  تخصص‌تان نیست. به عنوان مثال شاید زمانی که گرسنه در خانه نشسته‌اید و حوصله طبخ غذا و یا خروج از خانه برای خرید ندارید و شماره تماس تهیه غذا و یا رستورانی را هم نمیدانید، که با یک تماس غذا سفارش دهید، به این فکر کرده‌اید کاش وبسایتی بود که اطلاعات رستوران‎‌های این اطراف را داشت و می‌توانستید آنلاین غذا سفارش دهید. اما پیاده‌سازی این ایده خارج از تخصص و یا اولویت‌های شما بوده است. بنابراین آن را رها کردید تا بالاخره این سرویس توسط زودفود ارائه شد.

همه ما ایده‌هایی به ذهنمان میرسد که گمان میکنیم پیاده‌سازی آنها حتی اگر تغییر شگرفی در دنیا ایجاد نکند، زندگی شخصی خودمان و یا دیگری را بهبود میبخشد. من از آن طرفدارهای سفت و سخت اولویت‌بندی و مدیریت منابع محدود هستم. بنابراین مطمئنا شما را به دنبال کردن همه ایده‌هایی که به ذهنتان خطور میکند توصیه نخواهم کرد، و خودم هم هرگز این کار را انجام نمیدهم. اما گاهی به این هزاران ایده‌ سرگردانی که هر روز پیدا و ناپدید میشود فکر میکنم. منبعی است که وجود دارد. با آن چه میتوان کرد؟

البته بسترهایی برای به اشتراک گذاری این ایده‌های پخته نشده وجود دارد. یک نمونه از آن پادپُرس است. توصیه میکنم در زمان مناسب سری به پادپُرس بزنید، احتمالا شما هم از آن همه ایده‌های ناب سرگردانی که سعی شده است جهت‌دهی شوند، شگفت زده میشوید.

از آنجایی که با توجه به محدودیت زمانی که دارم، تصمیم گرفته‌ام تا حد ممکن از سرویس‌های شبکه‌های اجتماعی دوری کنم، از این پس در همین وبلاگ بخشی را برای انتشار ایده‌های سرگردانم اختصاص خواهم داد. این ایده‌ها ممکن است بسیار خام و حتی غیرقابل اجرا و توجیه‌ناپذیر باشند. شاید هم بتوانند راه‌گشای کسی شوند. میتوانید به مجموعه پستهایی که درباره ایده‌های سرگردان من هستند، از طریق لینک منوی بالای وبلاگ دسترسی داشته باشید.

من برای این ایده‌ها هیچگونه حق مالکیتی قائل نیستم. میتوانید به هر صورت که علاقه دارید از آنها استفاده کنید. امیدوارم روزی این ایده‌ها به دست کسی که میتواند آنها را پیاده‎‌سازی کند برسد.

4+

چرا نمیتوانیم در مصرف آب صرفه جویی کنیم؟

در دوران دانشگاه، در درس دینامیک سیستمها، پروژه‌ای را با موضوع بررسی سیستمی منابع آب استان کرمان انجام دادم و ابعاد فاجعه‌ای که بحران منابع آب میتواند داشته باشد، از زاویه دید سیستمی بررسی کردم. همیشه این سوال برایم باقی مانده بود که چرا با وجود آنکه میدانیم اوضاع وخیم است، اقدامی نمیکنیم؟ چرا راه دور برویم. متهم ردیف اول، شخص شهرزاد پاک‌گوهر است.

چرا من در مصرف آب صرفه‌جویی نمیکنم؟

ابتدا گمان میکردم دلیل آن عدم وجود تفکر سیستمی باشد. گرچه بخشی از پاسخ تفکر سیستمی است، اما این تمام جواب من نبود. حداقل دلیل اقدام نکردن من نداشتن دید سیستمی نبود.

تا اینکه وظیفه کنترل پروژه و ارزیابی عملکرد در شرکتی که سابقا در آن مشغول به کار بودم به من محول شد. در درس سیستمهای کنترل مدیریت متمم (+) آموختم که کنترل بدون اندازه‌گیری و برنامه‌ریزی معنا ندارد. صرفه‌جویی از جنس کنترل است. اول باید بدانی چقدر مصرف میکنی، بعد برنامه بریزی که چقدر باید مصرف کنی، و سپس در جهت کم کردن فاصله میان وضعیت موجود از هدف، اقدام کنی.

به دنبال محصولی بودم که بتواند الگوی مصرف آب من در خانه را نشان دهد، شبیه یک نرم‌افزار حسابداری شخصی که الگوی رفتار مالی شخصی شما را میتواند رصد کند.

در طی این جستجو به ابزاری هوشمند به نام فلوئید(Fluid) رسیدم. گرچه این ابزار را در بازار ایران پیدا نکردم، اما از ایده آن لذت بردم. فیلم زیر معرفی کوتاهی از این ابزار هوشمند است.

 

 

از این پس چه در بحث صرفه‌جویی در منابع آب و یا هر مسئله کنترلی دیگر، در صورت عدم توفیق، اولین سوالی که از خودم باید بپرسم این است که آیا من آنچه را که میخواهم کنترل کنم، اندازه میگیرم؟ آیا برنامه‌ای برای آن ریخته‌ام؟

6+