یک درد دل کوچک

شهرزاد پاک گوهر خود واقعی

گاهی گمان می‌کنم در زندگی روزمره، برای پسند دیگران به نسخه‌ای از خودم بدل شده‌ام که تنها خوشایند دیگران است و نه خود حقیقی من. برعکس زندگی روزمره‌ام، اینجا، در میان این کلمات و سطرها خود واقعی‌ام هستم.
شاید اگر همکار یا دوست من باشید و من را در زندگی روزمره زیاد ببینید، خواندن پست‌های این وبلاگ برایتان گیج‌کننده باشد و فکر کنید شخص دیگری این‌ها را نوشته است.
یک‌بار با یکی از دوستانم خیلی راحت و خودمانی صحبت می‌کردم، به من گفت نیاز نیست این‌قدر مؤدب و کتابی صحبت کنی و من در آن لحظه یادم آمد جلوی آن شخص نباید خود حقیقی‌ام باشم.
طنز مسخره‌ای است که خود حقیقی من ازنظر دیگران مصنوعی به نظر می‌رسد. ولی من در ذهنم، در افکارم، همین‌قدر کتابی حرف می‌زنم. متأسفم که در جامعه، برای اینکه مغرور یا غیرمعمول به نظر نرسم مجبورم کمی از ادبیات ذهنی‌ام فاصله بگیرم. آدم‌ها با کسی با ادبیات من احساس صمیمیت نمی‌کنند. من نمی‌دانم دقیقاً از چه زمانی و چگونه این سبک از گفتار و نوشتار را پیدا کردم. فقط دوست داشتم بدانید این سبک از نوشتن، خود واقعی و شیوه فکر کردن من است. امیدوارم برایتان آزاردهنده نباشد، چون من قصد ندارم این سنگر را هم مثل زندگی روزمره‌ام از ادبیات ذهنی‌ام خالی کنم.

8+

Written by

"آفرینش" کلمه ای است که قلبم را به تپش می اندازد. بلندپرواز هستم و در تلاش برای زیستی حضورمندانه همراه با رضایت و شادی.

پاسخ دهید