من اگر برخیزم

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند

آقای مصدق عزیز، من هر لحظه به خود میگویم “من اگر برخیزم” اما دیگر در انتظار “تو اگر برخیزی” هایی نیستم. من مدتهاست آموخته‌ام که به قول مولوی “چراغ خویش بیافروزم”. امشب با یکی از آن چراغ‌های افروخته شعر شما را مرور کردم و یادم آمد از دستان به فراموشی سپرده شده. آقای مصدق عزیز، من امشب دشت شدم و خواندم، رود شدم و رفتم و دیگر کوهی نیست که بماند.

با من اکنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌ها
با تو اکنون چه فراموشی‌هاست
چه کسی می‌خواهد
من و تو ما نشویم؟
خانه‌اش ویران باد.
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی،
خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم؟
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وا نکنیم؟
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر‌می‌خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد؟
دشت‌ها نام تو را می‌گویند.
کوه‌ها شعر مرا می‌خوانند.
کوه باید شد و ماند.
رود باید شد و رفت.
دشت باید شد و خواند.
در من این جلوه اندوه ز چیست؟
در تو این قصه پرهیز که چه؟
در من این شعله عصیان نیاز،
در تو دمسردی پاییز که چه؟
حرف را باید زد.
درد را باید گفت.
سخن از مهر من و جور تو نیست،
سخن از
متلاشی شدن دوستی است.
و عبث بودن پندار سرورآور مهر
آشنایی با شور؟
و جدایی با درد؟
و نشستن در بهت فراموشی
یا غرق غرور؟
سینه‌ام آینه‌ای است
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
آشیان تهی دست مرا
مرغ دستان تو پر میسازد
آه مگذار، که دستان من آن
اعتمادی که به دستان تو دارد، به فراموشی‌ها بسپارد
آه، مگذار که مرغان سپید دستت
دست پر مهر مرا سرو تهی بگذارد
من چه میگویم آه
با تو اکنون چه فراموشی‌ها
با من اکنون چه نشستن‌ها، خاموشی‌هاست
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی‌خیزند.

-حمید مصدق

10+

Written by

"آفرینش" کلمه ای است که قلبم را به تپش می اندازد. بلندپرواز هستم و در تلاش برای زیستی حضورمندانه همراه با رضایت و شادی.

3 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. با سلام
    بسیار زیبا… فقط یه سوال. منظورتون از : به قول مولوی “چراغ خویش بیافروزم” ، متوجه نشدم. !!!

    1. سلام دوست عزیز.
      اشاره به این بیت از دیوان شمس دارد:
      تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید / تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود بیافروز
      منظورم از به کار گیری این عبارت آن است که گرچه همراه کردن دیگران برای رسیدن به هدف شایسته است، اما نباید در انتظار همراه شدن دیگران، منفعل ماند.

پاسخ دهید