ماندگار سخن بگوییم

روز گذشته در مدرسه ۱۰، اولین جلسه از سلسله جلسات معرفی بهترین کتابهای توسعه فردی برگزار شد. این جلسه به معرفی کتاب «طرز فکر» نوشته دکتر کارول دوک (استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد) پرداخت که خانم شهلا ثریاصفت آن را ترجمه و نشر نوین آن را به چاپ رسانده است.
یکی از دستاوردهای جلسه دیروز برای من آن بود که خواندن کتاب طرز فکر را آغاز کردم. بعد از اتمام کتاب، حتما خلاصه‌ای کوتاه از آنچه را که آموخته‌ام، در اینجا خواهم نوشت، بنابراین در این پست به توصیف کتاب طرز فکر نخواهم پرداخت.
موضوع این پست، درس‌آموخته دیگری است که از جلسه دیروز با من به یادگار ماند. جلسه حدود ۹۰ دقیقه بود و چهار ارائه دهنده داشت و علاوه بر ارائه‌دهندگان اصلی، برخی از حضار هم تجربیاتشان را درباره موضوع محوری کتاب که طرز فکر رشد در مقابل طرز فکر ثابت بود، بیان کردند. امروز که در حال تهیه گزارشی شخصی از جلسه دیروز بودم، به این موضوع توجه کردم که پس از گذشت ۲۴ ساعت از آن جلسه، چه نکاتی را همچنان در خاطر دارم و چه نکاتی علیرغم اینکه در لحظه شنیده شدن به نظر جذاب و یا ناب بودند، حتی پس از یک روز هم در ذهن من به عنوان مخاطب ماندگار نشدند.
ضمن فکر کردن به این موضوع، نگاهم به طبقات کتابخانه‌ام افتاد، و کتاب ایده عالی مستدام که دو سال پیش آن را مطالعه کرده بودم در برابرم ظاهر شد. و با آن رنگ زرد قناری‌اش به من گفت که جوابت را من میدانم.

کتاب ایده عالی مستدام
کتاب ایده عالی مستدام، نوشته چیپ هیث و دن هیث است که انتشارات آریانا قلم آن را منتشر کرده، و درباره ساختن ایده‌هایی است که ماندگار میشوند.
برادران هیث در این کتاب شش ویژگی کلیدی را برای ماندگاری بیان میکنند.

6 اصل ایده عالی مستدام

اصل اول : سادگی
ما باید بر مفهوم کلیدی و محوری ایده خود تمرکز کنیم. قانون طلایی، نهایت سادگی است. باید بتوانیم ایده را در یک جمله آنچنان عمیق و بامفهوم بیان کنیم که مخاطب تا ابد آن را در خاطر داشته باشد.
در جلسه دیروز پویا شیخ‌‌حسنی مدل ذهنی را خیلی ساده و عمیق توصیف کرد. مدل ذهنی یک تابع است که در ذهن ما قرار دارد. اگر خروجی‌های خوبی از ذهنمان نمیگیریم، قبل از آنکه ورودی‌ها را تغییر دهیم، بهتر است آن تابع را بازبینی کنیم.

اصل دوم : غیرمنتظره بودن
مخاطب با یک پیش‌زمینه در برابر ما قرار گرفته است. باید او را با چیزی خلاف انتظارش روبه‌رو کنیم. ممکن است فکر کنید که تنها راهکار غیرمنتظره بودن، خلاقیت است. گرچه خلاقیت مهم است، اما تنها راهکار نیست. به منابعی توجه کنید که در روزگار ما کمیاب هستند. گمان میکنم یکی از این منابع سخاوت و نیک‌خواهی باشد.
مصطفی طرسکی، مدیر نشر نوین دیروز من را غافلگیر کرد. آقای طرسکی در انتهای جلسه دیروز جملاتی را گفت که دیگر ناامید شده بودم از زبان یک فعال حوزه کتاب بشنوم. او کتاب‌ها را با دغدغه بهبود جامعه چاپ میکند. مصطفی طرسکی باور دارد که کتاب طرز تفکر را باید همه مدیران و معلمان بخوانند. حتی حاضر است برای ترویج تفکر رشد، این کتاب را به رایگان در اختیار مدارس بگذارد، به شرط آنکه نسبت به مطالعه و عمل کردن به آن متعهد باشند.

اصل سوم : ملموس بودن
مغز ما به گونه‌ای است که اطلاعات ملموس را در خود نگه میدارد. زمانی که ایده خود را در لفافه پیچیدگی‌های کلامی و توصیف‌های انتزاعی قرار میدهیم، پیام ما نه تنها در ذهن مخاطب ماندگار نمیشود، بلکه ممکن است برداشت اشتباهی از آن بکند.
مترجم کتاب خانم شهلا ثریاصفت، زمانی که درباره فرایند ترجمه و اهمیت درک کامل متن اصلی توضیح میداد، به ماجرای کتاب صوتی و گذاشتن هدفون در تاکسی و مترو در گوش، و شنیدن کتاب با لحن و آوای نویسنده اشاره کرد. از دیروز هنوز تصور این توصیف ملموس در ذهن من با تصویری از ایشان، هدفون در گوش و نشسته بر صندلی‌های آبی مترو باقی مانده است. میتوانست تنها به اشاره به کتاب صوتی اکتفا کند، اما با ارائه تصویری ملموس از خودش، پیام را ماندگار کرد.

اصل چهارم : معتبر بودن
گاهی اعتبار ایده ما از منابع بیرونی است. مثلا سازمانی خاص و یا شخصی مطرح، آن را تایید میکند. اما شاید بهتر باشد ایده به گونه‌ای بیان شود، که اعتبارش را از خودش بگیرد و نه از نقل کننده. باید به مخاطب ابزاری بدهید که بتواند صحت پیام شما را بسنجد. یکی از این ابزارها ارائه جزئیات است.
خانم سیما فاطمی پور که از مدرسان زبان انگلیسی و مترجمان کتاب بوده و افتخار دوستی با ایشان را از دوره قدرت نویسندگی داشتم، درباره تجربه خودشان از تضاد میان افزاد دارای مدل ذهنی رشد و مدل ذهنی ثابت گفتند. نکته‌ای که در گفته ایشان برای من جالب بود، اشاره به شهر زادگاه خودشان و همسرشان بود که به تاییدیه‌ای در ذهن مخاطب جهت تفاوت فرهنگی و در نتیجه تفاوت طرز تفکر منجر شد.

اصل پنجم: احساسی بودن
اگر میخواهیم مخاطب به ما توجه ویژه‌ای داشته باشد، باید حس خاصی را در او ایجاد کنیم.البته باید حواسمان باشد که “هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد”. هنر اصلی احساسی کردن ماجرا نیست، هنر در پیدا کردن آن حسی است که متناسب با پیام ما باید در مخاطب برانگیخته شود.
امین آرامش به خوبی از پس این کار برآمد. یکی نکات کلیدی کتاب طرز فکر آن است که باید فرزندانمان را با مدل ذهنی رشد تربیت کنیم. شاید هیچ چیز نمیتوانست این نکته را به این اندازه ماندگار کند که امین تنها پدر جمع بود و برنامه‌ای دقیق برای تقویت مدل ذهنی رشد در دخترش یگانه دارد تا او مانند خود امین، در دوران مدرسه و دانشگاه در دام استعداد گرفتار نشود.

اصل ششم : داستانی بودن
راستش را بخواهید من عاشق این اصل ششم هستم. شاید به این خاطر که با وجود شهرزاد بودنم، قصه‌گوی خوبی نیستم. (خبر خوب آنکه من مدل ذهنی رشد دارم، و این روزها به شدت درگیر آموختن داستان گفتن هستم.)
داستان‌ها معجزه میکنند. و چه کسی بهتر از شاهین کلانتری داستان میگوید، که عاشق نوشتن است و استاد دوره‌های نویسندگی و هرآنچه کتاب  به زبان فارسی در باب نوشتن و داستان منتشر شده و نشده، خوانده است؟
شاهین جلسه را با داستانی از خاطرات کودکی خودش شروع میکند، اینکه چگونه تلاشگر خطاب کردن او توسط پدرش، مسیر زندگی او را از خواهرش که با صفت باهوش شناخته میشد، جدا کرد.
شاید در آینده درباره داستانها و داستان گفتن بیشتر نوشتم.

کتاب، کتاب‌خوانی، نشر نوین و مدرسه ۱۰ مستدام

 

9+

Written by

"آفرینش" کلمه ای است که قلبم را به تپش می اندازد. بلندپرواز هستم و در تلاش برای زیستی حضورمندانه همراه با رضایت و شادی.

7 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. از خوندن نوشته تون یه عالمه لذت بردم و انرژی گرفتم.
    راستی این نوشته یه مثال نقض خیلی بزرگ برای جمله «من داستان گوی خوبی نیستم» هست که در مورد خودتون گفتین. برعکس خیلی هم روایت کردین جلسه رو

    1. درود و سلام بر دوست عزیز و فرهیخته‌ام.
      خوشحالم که این نوشته بخشی از انرژی مثبتی که در جلسه معرفی کتاب از شما گرفتم، جبران کرد.
      از لطفتون ممنونم. امیدوارم روزی یک شهرزاد هزار و یک شب شوم.
      پایدار باشید.

      1. ممنون عزیزم.
        اگر تهران بودم، حتما شرکت می‌کردم.
        مخصوصا به این دوتا کارگاهی که تا الان توی مدرسه ۱۰ برگزار شده، خیلی احتیاج دارم.

پاسخ دهید