روایتی شخصی از نشستی با حضور عبدالله کوثری و دکتر عبده تبریزی

دکتر حسین عبده تبریزی ، عبدالله کوثری ، ادبیات ، اقتصاد

شنبه بعدازظهر  در نشستی با موضوع تأثیر ادبیات بر اقتصاد، با حضور دکتر عبده تبریزی و عبدالله کوثری شرکت کردم. برای کسی مثل من که هم شیفته اقتصاد و هم دوستدار ادبیات است، چنین نشستی بسیار جالب‌توجه بود. هم ازنظر موضوع و هم به دلیل سخنران‌های بی‌نظیرش.

دکتر عَبدُه تبریزی را از سال چهارم دانشگاه می‌شناسم. گرچه افتخار شاگردی دکتر عبده را نداشتم، اما مطالبی که در نشریات و وبلاگشان به قلم ایشان بوده است را مطالعه کرده‌ام. دکتر عبده بدون شک  یکی از بزرگ‌ترین متخصصین مالی و اقتصادی حال حاضر کشور هستند.

عبدالله کوثری را اولین بار از کتاب «چرا ادبیات؟» یوسا شناختم، گرچه قبل از آن کتاب «آئورا» فوئنتس را خوانده بودم، اما با خواندن چرا ادبیات نظرم به این مترجم کم‌نظیر جلب شد. چرا ادبیات، موضوع پیشنهادی مطالعه در کلاس نویسندگی بود. قبل از مطالعه «چرا ادبیات؟» من هم در گروه همان افرادی بودم که به قول یوسا گمان می‌کنند «ادبیات فعالیتی غیرضروری است، فعالیتی که بی‌تردید ارجمند است و برای پرورش احساس و آموختن رفتار و کردار مناسب ضرورت دارد، اما اساساً نوعی سرگرمی است، چیزی تجملی است و تنها درخور افرادی که وقت اضافه دارند.» در توجیه ادبیات گریزی خودم، هزاران کتاب و مقاله‌ غیرادبی را در ذهنم ردیف می‌کردم که باید برای توسعه فردی، اجتماعی و حرفه‌ای خودم مطالعه می‌کردم، غافل از اینکه ادبیات، خود توسعه است. ادبیات، اندیشه است. تمرین خردورزی به شیوه‌ای که تاکنون تصورش را هم نمی‌کردی.

بعد از مطالعه این مقاله، در من تمنای ادبیات شکل گرفت. هنوز حتی نمی‌دانستم ادبیات چیست، یا دقیق‌تر بگویم، آنچه یوسا آن را «ادبیاتِ خوب» می‌نامد چیست، همان ادبیاتی که «به ما می‌آموزد چیستیم و چگونه‌ایم.»

بگذارید کمی دوباره به حال و هوای نشست برگردیم.

نشست با بیست دقیقه‌ای تأخیر آغاز شد. همین تأخیر باعث شد نگاه کنجکاوم دورتادور سالن برگزاری بدود و سایر شرکت‌‌کنندگان را از نظر بگذراند. اولین چیزی که در نگاه اول به ذهنم رسید این بود که چقدر همه باپرستیژ هستند و احساس کردم چقدر فضای این نشست با سایر نشست‌ها متفاوت است. در پایان نشست متوجه شدم همۀ آن افرادی که به نظرم خیلی فرهیخته می‌آمدند غالباً از فعالین مطرح حوزه مالی هستند و دلیل حضورشان در این جمع، بیش از آنکه موضوع نشست باشد، هم‌نشینی و هم‌کلامی با دکتر عبده تبریزی است. در دلم گفتم، می‌شود من هم یک روز به‌جایی برسم که اشخاصی که دو ساعت از زمان بعدازظهر شنبه‌شان احتمالاً میلیون‌ها تومان هزینه دارد، فقط برای شنیدن صحبت‌های من که به‌صورت مستقیم ربطی به کارشان هم ندارد، وقت بگذارند. بدون شک دکتر عبده لایق چنین توجه و احترامی هستند، امیدوارم من هم یک روز لایق شوم.

نشست با صحبت‌های دکتر عبده شروع شدم. من که ردیف اول بودم، تا حدودی روی میز استاد احاطه داشتم و متوجه شدم استاد عبده برای این نشست حدود ۸ صفحه مطلب نوشته‌اند. یاد نکته‌ای افتادم که یکی از دوستانم از سخنران‌های حرفه‌ای نقل می‌کرد. اینکه قبل از سخنرانی شفاهی، باید موضوع به‌صورت مکتوب برای خودت حلاجی شده باشد. نه اینکه بخواهی روخوانی یا از بر خوانی نوشته‌هایت را داشته باشی، اما فرآیند تفکر، پیش از سخنرانی باید به‌صورت مکتوب رخ دهد. آن‌هم نه یک‌بار، که چندین و چند دفعه.

دکتر عبده دانش و سواد ادبی بسیار بالایی داشتند و تسلطشان بر موضوع نشان می‌داد با دنیای ادبیات مأنوس هستند. از تاریخ و تحولات ادبیات گفتند و از تأثیر تحولات اقتصادی بر ادبیات. از شخصی که دوستی دیرینه‌ای با عبدالله کوثری دارد، چیزی غیرازاین هم انتظار نمی‌رفت.

صحبت‌های جناب کوثری نیز با سیر تحول ادبیات آغاز شد و اینکه چگونه نویسندگان و شاعران، اوضاع اقتصادی و اجتماعی جامعه‌ای را که در آن می‌زیستند، در قالب تراژدی، نمایشنامه، رمان و شعر تصویر می‌کردند. از گیل‌گمش، انسان‌هایی در جستجوی بی‌مرگی تا ابن‌بطوطه، با توصیف کشتی‌های چینی با هزار خدمه، تا رنسانس که با تغییر نگرش انسان به خود، و آغاز عصر خودآگاهی، رمان متولد شد، تا زمان معاصر که زمان ایجاد تحولات اجتماعی با ایجاد جریان‌های فکری از طریق ادبیات است.

صحبت‌های دو استاد حدود یک ساعت و نیم ادامه داشت، اما هیچ‌کدام به این سؤال پاسخ ندادند که کارکرد ادبیات در اقتصاد چیست؟ آیا اصلاً ادبیات بر اقتصاد تأثیرگذار است؟ اگر بلی، چگونه؟

ازآنجاکه پایان جلسه، به‌عنوان فرصت پرسش و پاسخ تنظیم شده بود، شایسته ندیدم فرصت یادگیری از دکتر عبده و جناب کوثری را به اظهارنظر شخصی خودم درباره پاسخ این پرسش‌ها بگذرانم. ضمن اینکه تمام آنچه می‌دانستم از مقاله چرا ادبیات و جزئی مطالعات ادبی‌ام بوده که بدون شک اساتید بسیار بیشتر و بهتر از من احاطه داشتند و اظهارنظر من چیزی بر آن‌ها نمی‌افزود. سایر اعضای جمع نیز اگر خودشان، آن ۱۸ صفحه مقاله «چرا ادبیات» را مطالعه نکرده باشند و یا مسافر دنیای ادبیات نباشند، تأثیری از چند دقیقه صحبت من نخواهند گرفت. پس اظهارنظر من جز اتلاف زمان دیگران با عبارات فضل‌فروشانه، دستاوردی نمی‌داشت. این شد که خودم را قانع کردم صحبتی نداشته باشم و در عوض همان‌جا تصمیم گرفتم درباره این موضوع بنویسم. آنچه در مقاله بعد مطالعه خواهید کرد، برداشت شخصی من از کارکرد ادبیات در اقتصاد است.

 

1+

Written by

"آفرینش" کلمه ای است که قلبم را به تپش می اندازد. بلندپرواز هستم و در تلاش برای زیستی حضورمندانه همراه با رضایت و شادی.

2 نظر / نظر خود را در زیر وارد کنید

  1. ممنون بابت نوشتن تجربه حضور دراین نشست، این نوع ذکر تجربه برای یاد گیری، می تواند به فهم موضوعات کمک شایانی نماید. شهرزاد جان منتظر نوشته بعدی شما مشتاقانه هستم

  2. سلام،
    ار وقتی اعلامیهٔ برنامه رو دیدم، خیلی تاسف خوردم که چرا برنامه‌م اجازهٔ شرکت کردن نمیده. خیلی ممنونم بابت معرفی کانال، حداقل متن مکتوب و فایل صوتی کمی از میزان تاسفم رو کم کرد :دی
    یک نوبت فرصت نشستن پای صحبت عبدالله کوثری رو داشتم. شنیدن صحبت‌هاش دربارهٔ ترجمهٔ ادبی و انتخاب ساختارها و واژگانش تجربهٔ فوق‌العاده‌ای بود. یکشنبهٔ ۳۰ اردیبهشت هم یک جلسهٔ دیگه هست دربارهٔ ترجمهٔ ایشان از «ریچارد سوم»، شاید شما هم علاقه‌مند بودید:
    https://www.tiwall.com/general/safir-book-reading6
    (ببخشید کد html لینک دادن انگار فعال نیست)
    مشتاقانه منتظر نوشتهٔ بعدیتون هستم

پاسخ دهید