تعهد زمانی در کمال‌گرایی

تعهد زمانی در کمال‌گرایی | شهرزاد پاک گوهر

بخش قابل‌توجهی از کار من تهیه گزارش‌های تشریحی و تحلیلی درباره راهکارهای بلاکچینی و رمزارزهاست. هر بار که می‌خواهم گزارش را بنویسم، به یک وسواس درونی دچار می‌شوم که این گزارش باید چنین و چنان باشد و فلان تأثیر را در مخاطب بگذارد. به همین دلیل تا زمانی که نتوانم در ذهنم یک ساختار درست برای محقق شدن هدفم بسازم، نمی‌توانم گزارش را شروع کنم. درنتیجه کار همیشه با یک وقفه اولیه آغاز و با تأخیر تمام می‌شود.

اوایل کار بسیار سخت بود و واقعاً احساس درماندگی می‌کردم. با توجه به اینکه من با خود فعل نوشتن مشکلی نداشتم و این‌طور نبود که ضعفم ناشی از عدم تسلط کلامی باشد، پیدا کردن راهکار حل مسئله برایم سخت و سخت‌تر می‌شد. مدتی است که راهکار نوشتن گزارش‌های مشاوره‌ای خوب را پیداکرده‌ام که بعداً درباره آن خواهم نوشت. اما مسئله‌ای که می‌خواهم در این پست درباره آن بنویسم، موضوع دیگری است.

کمال‌گرایی من در نوشتن گزارش‌ها حتی اگر به یک گزارش خوب منتهی شود، همیشه با تأخیر زمانی همراه خواهد بود. مدیرم همیشه به من می‌گوید زمان یکی از پارامترهای کمال است. نمی‌شود کمال‌گرا باشی و به بهانه کمال‌گرایی تعهد زمانی نداشته باشی.

به نظرم تعهد به زمان مرز میان کمال‌گرایی و اهمال‌کاری است. اگر کمال‌گرایی من قرار باشد به این موضوع منجر شود که همکارانم برای به‌موقع تحویل گرفتن کار مجبور شوند زمان پایان کار را تعمداً زودتر از موعد به من اعلام کنند، آیا این کمال‌گرایی خودش منشأ دوری از حرفه‌ای‌گری نمی‌شود؟

همین موضوع باعث شد که کمال‌گرایی خودم را زیر سؤال ببرم و به این فکر کنم آیا من واقعاً به دنبال کمال هستم و یا اینکه به دنبال موضوع دیگری می‌گردم؟ مثلاً اینکه بخواهم دیگران را تحت تأثیر قرار دهم و یا منتظر تأیید و تشویق آن‌ها باشم. شاید هم به دنبال این هستم که خودم را شاخص و متمایز نشان دهم.

اگر واقعاً کمال‌گرا هستم، پس چرا زمان به‌عنوان یک پارامتر تأثیرگذار در ارزیابی نتیجه کار در مدل ذهنی من جایگاهی ندارد؟ بهترین نوشدارو بعد از مرگ سهراب به چه کار می‌آید؟

من جواب این سؤال‌ها را نمی‌دانم. نمی‌دانم هم که چه شد تعهد زمانی‌ام را از دست دادم. فقط میدانم که می‌خواهم این موضوع حل شود. حل شدنش هم تنها با تعهد به زمان است. شاید اگر خودم را ازلحاظ زمانی محدود کنم، به‌تدریج اهمیت زمان انجام کار در ذهنم شکل درست خودش را به دست آورد. دنبال راهکارهای بهتری هستم که مدل ذهنی‌ام را نسبت به کمال‌گرایی تصحیح کنم، اما نمی‌توانم وضع موجود را تا آن زمان حفظ کنم. اطمینان دارم توجه به زمان و محدود کردن خودم، حتی اگر بهترین راهکار نباشد، پاسخ غلطی هم به مسئله فعلی من نخواهد بود.

پی‌نوشت:

بعد از نوشتن این پست، یکی از درس‌های کارگاه انگیزش و هیجان متمم را مطالعه کردم که به نظرم با موضوع این پست مرتبط است. اگر تعهد زمانی در کمال‌گرایی دغدغه شما هم هست، ممکن است مطالعه این درس از متمم به شما هم کمک کند.

بی انگیزگی و فرسودگی ناشی از اقدام‌های هم‌زمان

2+

Written by

"آفرینش" کلمه ای است که قلبم را به تپش می اندازد. بلندپرواز هستم و در تلاش برای زیستی حضورمندانه همراه با رضایت و شادی.

پاسخ دهید